X
تبلیغات
آب حیات - استخودوس(اسطخودوس)
الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا
گیاهان تیره نعناعیان

این گیاه از تیره نعناعیان است و در این تیره، چهارده گیاه طبی وجود دارد. ما از نظر اهمیتی که این گیاهان در طب دارند نام این چهارده گیاه را ذکر می کنیم که عبارتند از:

اسطخدوس، پونه، آویشن شیرازی، آویشن کوهی، فرنجمشک، مریم گلی، مریم نخودی، اکلیل کوهی، مرزنجوش، بادرنجبویه، مرزه، گزنه، زوفا و ریحان سبز.

 وضعیت اسطخدوس در جهان

اسطخدوس به سبب خواص متعدد طبی که دارد از قرن ها پیش مورد توجه محافل پزشکی کشورهای اروپایی قرار گرفته، در قرن حاضر نیز تحقیقات تازه ای روی آن انجام شده است و آن را در طب به کار می برند، ولی در عطرسازی بیشتر مورد استعمال دارد.

هم اکنون در کشورهای فرانسه، انگلستان، سویس، اسپانیا، ایتالیا، روسیه و سایر کشورهای اروپایی از این گیاه استفاده می کنند و در بسیاری از مناطق علاوه بر اینکه همه ساله مقدار زیادی از آنچه به طور خودرو وجود دارد، مورد مصرف قرار می گیرد. مقدار متنابهی هم کشت می شود؛ مثلاً در کوه فرانتو در فرانسه، تقریباً به مساحت یازده هزار هکتار به طور خودرو وجود دارد و در آلپ های سفلی همه ساله متجاوز از هزار هکتار در زیر کشت قرار می گیرد که از آن ده هزار تن است که 100-80 تن اسانس از آن می گیرند. همین نمونه برای اثبات اهمیت مصرف اسطخدوس در کشور فرانسه کافی است.

چون گل های اسطخدوس برای استخراج اسانس، طاقت حمل و نقل ندارند، باید عمل تقطیر هرچه نزدیک تر به مرکز کشت یا مناطقی انجام گیرد که این گیاه به طور خودرو وجود دارد. به این جهت در کشورهای اروپایی وسایل تقطیر متعددی را از راه های باریک کوهستانی به این مناطق حمل کرده عمل تقطیر را در کنار چشمه سارها و جویبارها انجام می دهند.

در کشور فرانسه متجاوز از 3000 دستگاه تقطیر برای گرفتن اسانس اسطخدوس همه ساله به کار می افتد.

خواص طبی اسطخدوس

نخستین خاصیت اسطخدوس که بسیار جالب و حائز اهمیت است، خاصیت ضدعفونی آن است.

طبق تحقیقات دقیقی که کلیو و همکارانش انجام داده اند، اسانس اسطخدوس، استافیلوکوک و باسیل تیفیک را در پلاک های ژلوز از بین می برد. دم کرده اسطخدوس، باسیل تیفیک را در مدت 48-24 ساعت نابود می کند.

بنابراین اسطخدوس را می توان به عنوان یک داروی مؤثر برای درمان مطبقه (تیفوئید) تجویز کرد و اثر آن در این بیماری، مانند آنتی بیوتیک های جدید (انواع کلرامفنیکل) است.

باید دانست همان طور که انواع ویتامین ها در میوه ها، سبزی ها و محصولات مختلف حیوانی و گیاهی وجود دارد ولی به وسیله تبلیغات قوی مؤسسات سازنده داروهای اختصاصی، ویتامین های مصنوعی جانشین آن ها شده و مبتلایان به کمبود ویتامین، به جای اینکه به منابع طبیعی "که اثر آن ها بهتر و قاطع تر است" متوسل شوند، به محصولات مصنوعی پناه می برند، به همان طریق، انواع آنتی بیوتیک ها در منابع طبیعی اعم از حیوانی و گیاهی وجود دارد که خیلی کمتر شناخته شده است. زیرا امروزه تمام توجه محافل پزشکی و داروسازی دنیا به منابع مصنوعی و صنایع عظیم داروسازی و لابراتوارهای سازنده دارو معطوف شده است، بنابراین، با اینکه گروهی از محققان معروف با کارهای علمی خود ثابت کرده اند که اسطخدوس در نابود کردن باسیل های تیفیک همان کار کلرامفنیکل را می کند، با این همه، اذهان عمومی پزشکان دنیا به سبب نفوذ تبلیغات جدید حاضر به قبول این حقیقت نیستند.

اسطخدوس علاوه بر تأثیری که روی باسیل های تیفیک دارد، بر استافیلوکوک و سایر میکروب های عمومی نیز مؤثر است، به این جهت "به طوری که لئونس کارلیه و دیگران ثابت کرده اند" این گیاه برای درمان تمام عفونت های مجاری تنفس، آسم، سیاه سرفه و گریپ مفید واقع می شود. حتی به طوری که پلانشون در کتاب مفردات پزشکی می نویسد از نظر خواص ضدعفونی و التیام دهنده ای که دارد، آن را برای پانسمان زخم ها به کار می برند (به صورت پماد های اسانس دار). پلانشون می نویسد: ((از گل اسطخدوس، ماده ای استخراج می کنند که در التیام زخم ها مؤثر است)).

پزشکان قدیم ایران به خاصیت ضدعفونی اسطخدوس واقف بوده و آن را برای درمان عفونت اخلاط به کار می بردند. مخصوصاً در کتاب قرابادین کبیر، جلد اول، صفحه 204، چاپ هند، می نویسد:

طبیخ آن تا سه درهم (هر درهم معادل 5/3 گرم است) در امراض سینه و سعال {(سرفه)} و نزلات از زوفای خشک قوی تر است.

چنان که گفتیم لئوس کارلیه نیز در کتاب خود به همین مطلب اشاره کرده و آن را برای درمان عفونت های مجاری تنفس، آسم، سیاه سرفه و گریپ مفید دانسته است.

مهم ترین خاصیت اسطخدوس که از آن می توان بطور عموم استفاده کرد، خاصیت خواب آور است.

پلانشون در صفحه 1868، کتاب مفردات پزشکی می نویسد:

تجربیات کدک و مونیه و لزیور نشان داده است که اسانس اسطخدوس از راه جهاز هاضمه و تزریق تحت جلدی یک خواب آور واقعی است. هم چنین قابلیت تحریک مغز و نخاع را کم کرده و یک نوع مخدر خواب آور می باشد.

ولی برای اینکه اثر خواب آور اسطخدوس زیادتر شود آن را با سنبل الطیب (والریال) مخلوط، سپس آن را تجویز می کنند، به این ترتیب که شب هنگام خواب پنج گرم اسطخدوس و ده گرم ریشه سنبل الطیب را در دو الی سه فنجان آب جوش، به مدت پنج دقیقه دم کرده، پس از صاف کردن می آشامند. آنچه در خاصیت اسطخدوس عجیب به نظر می رسد، این است که علاوه بر خواب آور بودن، مقوی قلب و اعصاب است.

لئوس کارلیه می نویسد:

اگر مدت چند هفته آن را مصرف کنند، مقوی است و در مورد معالجه رعشه اعضای بدن، سرگیجه، انواع سردرد، فراموشی و عصبانیت تأثیر فراوان دارد.

به جرأت می توان گفت که دانشمندان اروپا این خواص اسطخدوس را از پزشکان قدیم فرا گرفته و از کتب آنان اخذ کرده اند، زیرا ما عین معرفی این خواص را در کتاب ها می بینیم، چنان که در قرابادین کبیر، جلد 1، صفحه 204 ضمن شرح خواص اسطخدوس عیناً مانند کتاب لئوس کارلیه، به تقویت قلب، دماغ، درمان رعشه، دوار (سرگیجه)، درد اعصاب و تقویت ذهن اشاره می کند و مخصوصاً می نویسد:

اسطخدوس مقوی قوای دماغی و جاروب دماغ است و مغز را از جمیع فضول بلغمیه و سوداویه پاک می گرداند و نیز برای درمان صرع و مالیخولیا و نیسان {(فراموشی)} نافع است و چون گل آن را مربا سازند، با شکر یا عسل و هر شب به اندازه ای که از گل آن یک مثقال محتوی باشد تناول نمایند و به آن ادامه دهند رافع غم و وسواس و موجب تفریح است تفریحی قوی و طرز تهیه مربای اسطخدوس مانند سایر مرباها است و مقدار شکر یا عسل برابر وزن اسطخدوس باید باشد و اگر در هر روز 15 گرم از این مربا خورده شود تفریح آورد و مقوی حافظه و ذهن است و سایر خواص که ذکر شد نیز بر آن مترتب می باشد؛ به همین منظور می توان شربت اسطخدوس را نیز تهیه کرد به این ترتیب که صد گرم اسطخدوس خشک را در 900 گرم گلاب یک شب تا صبح بخیسانند و صبح به طور ملایم بجوشانند تا ثلث آن باقی بماند. سپس صاف کرده 450 گرم عسل در آن داخل نموده بجوشانند تا قوام آن مانند شربت غلیظ شود، روزی 2 قاشق آش خوری تناول نمایند.

داروی مصنوعی یا گیاه طبی

دنیای امروز از آن دنیاهای بسیار عجیبی است که نظیر آن را تاکنون کسی در سراسر تاریخ جهان به چشم ندیده است؛ از یک سو، یک نویسنده محقق در یک مجله، حقیقتی را به مردم عرضه می کند که عمل کردن به آن علاوه بر اینکه تأثیر کاملی در درمان بیماری ها و حفظ سلامت افراد جامعه دارد، در بهبود وضع اقتصادی کشور نیز نقش مؤثری را ایفا می کند. از سوی دیگر، یک نویسنده در یک روزنامه یا مجله دیگر با درج عباراتی به صورت مسخره و موهن، همان حقیقت را به طوری پایمال می کند که خوانندگان آن روزنامه نه تنها در مقام عملی کردن موضوع بر نمی آیند، بلکه هر کس آن را به کار برد، مورد تمسخر قرار می گیرد.

توضیح این سخن آن که در حالی که ما خواص اسطخدوس و حتی اعجاز آن را می نویسیم – نوشته ما هم متکی به بررسی های علمی دانشمندان بزرگ و متخصصان فن در اروپا و امریکا است، علاوه بر این از چندین ده قرن پیش در تمام کشورهای جهان از طرف پزشکان، مخصوصاً پزشکان قدیم ایران، تأیید و برای درمان بیماری ها تجویز شده است – یکی از روزنامه های کثیرالانتشار نیز گزارشی از یک مؤسسه داروسازی مهم تهیه می کند و خبرنگار روزنامه به نماینده آن مؤسسه، که برای معرفی داروها انتخاب شده بود، چنین می گوید:

گفتیم البته کتب طبی قدیم را مخصوصاً کتبی که راجع به خواص داروها است و قرابادین نام دارد ملاحظه فرموده اید که گیاهان بی شماری که در همه ایران است ذکر کرده و برای هر یک خواصی نوشته که اطبای قدیم با همان معالجه می کردند، شما از آن گیاهان استفاده نمی کنید؟ آن نماینده در جواب اظهار داشت: طب امروز با زمان قرابادین از زمین تا آسمان فرق کرده، دیگر کاکل ذرت دم گیلاس و استاقدوس {(اسطخدوس)} نقشی در طب ندارند.

این عبارت با همین طرزی که نوشته شده است، در خواننده آن چنان تأثیری می گذارد که اگر پس از آن در نشریه دیگری بخواند، ((کاکل ذرت و دم گیلاس را کسی به عنوان دارو تجویز و توصیه می کند))، او را مورد تمسخر قرار خواهد داد؛ حال آنکه کاکل ذرت و دم گیلاس از بهترین داروهای مدر (ادرار آور) است حتی از لحاظ خاصیت بخصوصی که دارند، در عین حال بی ضرر نیز هستند. هیچ یک از داروهای مدر شیمیایی نمی توانند با آن ها رقابت کنند، چرا که این داروها ضمن داشتن خواص ادرار آور ضررهایی هم دارند که در کتاب های متخصصان فن مندرج است.

هر کس در این باره شک دارد، کافی است 10 گرم کاکل ذرت و 10 گرم دم گیلاس را در سه فنجان آب جوشان دم کرده و بعد از صاف کردن، میل کنید تا ببیند ادرارش چه اندازه زیاد می شود. اسطخدوس نیز چنین است که آن را حتی از روی بی سوادی به صورت ((استاقدوس)) نوشته است! جالب اینجاست که در گزارش مزبور، خبرنگار روزنامه اظهار تأسف می کند از اینکه چرا مردم مصنوعات خارجی را بر محصولات مشابه داخلی ترجیح می دهند و در این باره چنین می نویسد:

من نمی دانم اطبای ما چه نظری دارند که داروهای خارجی را – که مشابه آن ها در ایران ساخته می شود – می دهند و داروی ایرانی نمی دهند.

و برای روشن شدن مطلب توضیح می دهد:

یک کارخانه خارجی پودر ویتامین ث را به قیمت کیلویی 6 تومان می خرد و آن را به صورت قرص در آورده به ایران می فرستد و آن را کیلویی 840 تومان می فروشد، اگر این عمل در خود ایران صورت گیرد از هر 840 تومان، 780 تومان در مملکت می ماند.

کسی نیست بگوید نظیر همان عوامل تبلیغاتی که تاکنون باعث رواج محصولات خارجی و عقب زدن محصولات داخلی شده، در تمام کشورهای دنیا نیز باعث شده است که گیاهان طبی متروک و داروهای شیمیایی و اختصاصی جانشین آن ها شود.

ترک گیاهان دارویی نه برای این است که آن ها خاصیت ندارند (زیرا اگر چنین بود، دانشمندان بزرگی امروزه در کشورهای اروپا و امریکا روی آن ها کار نمی کردند و در کتاب هایی که هر سال تجدید چاپ می شود، خواص متعدد آن ها را با آب و تاب شرح نمی دادند)، بلکه برای این است که تجارت گیاهان دارویی از طرف سرمایه داران کنونی جهان و صاحبان کارخانه های معظم دارویی صرف نمی کند و از آن راه نمی توانند بهره های بزرگ ببرند. گفتن این عبارت که ((طب امروز با زمان قرابادین از زمین تا آسمان فرق کرده، دیگر کاکل ذرت و دم گیلاس و استاقدوس نقشی در طب ندارند)) درست شبیه به این است که کسی بگوید: ((نوشیدنی های امروز با نوشیدنی های قدیم زمین تا آسمان فرق کرده و با پیدایش این قبیل کولاها که همه جا رواج یافته است دیگر شربت به لیمو، سکنجبین و سایر آشامیدنی هاش، نقشی در جامعه امروز ندارند)).

ما معتقدیم که در این مورد، در مرحله اول پزشکان و داروسازان که سرنوشت درمان و بهداشت کشور به دست آنان سپرده شده و باید برای حفظ جان مردم کوشا باشند، مقصرند. آنان نه تنها در مقام تحقیق و ابراز این حقایق برنمی آیند، بلکه غالباً خود آن ها به سبب بی اطلاعی از خواص درمان بخش گیاهان دارویی و تعصب و سرسختی عجیبی که نسبت به فرآورده های جدید – آن هم هرچه از خارج برسد – به خرج می دهند، بیش از دیگران در کتمان حقایق کوشش به عمل می آورند.

حق این است افراد محقق و دانشمند، که صلاحیت اظهار نظر در این باره داشته باشند، یا سازمان های علمی و دولتی مربوط به این امر (مخصوصاً دانشگاه و وزارت بهداری)، یک سلسله تحقیقات دقیق علمی از کلیه عوامل درمان بخش (اعم از داروهای شیمیایی، اسپسیالیته ها و گیاهان دارویی) به عمل می آورند و آنچه واقعاً سودمند است (اعم از خارجی و داخلی) نگاه داشته شود و آنچه زیان بخش است، طرد شود و بالاخره آن دسته از داروهای رایج کنونی که از نظر خواص، مشابه گیاهان طبی است، حتماً به جای آن ها از این گیاهان استفاده شود. زیرا مدت یک قرن است که اطبای اروپا با بررسی های علمی و به تجربه ثابت کرده اند که در صورت برابری خواص سودمند داروهای شیمیایی با داروهای گیاهی، مصرف داروهای گیاهی رجحان دارد، چون داروهای شیمیایی دارای زیان هایی هستند که گیاهان طبی چنین زیان هایی را ندارند.

منبع:سايت دكتر روازاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1390ساعت 15:25  توسط همیشگی  |