به ويژه وقتي فرد در يک چالش قرار دارد و درگير يک يا چند هيجان است ، ممکن است آگاهانه يا از روي نا آگاهي براي فرار از اين شرايط نا خوشايند به ارضاء اميال گذرا و زودگذر خود بپردازد و تسليم عادتهاي زيانبار خود شود .

مرور کردن خاطرات مربوط به لذتهاي زودگذر و خيال پردازي نيز از موارد ديگري است که ممکن است به ارضائ دوباره اين عادات و اميال منجر شود .

خويشتنداري و به تاخير انداختن ارضاي خواسته ها براي رسيدن به هدف ، جوهره اساسي کنترل عاطفي خويشتن ( يعني توانايي پس زدن ميل و هوس در راه خدمت به هدف ، خواه اين هدف راه اندازي نوعي کسب و کار باشد ، خواه حل يک معادله جبري يا دستيابي به يک جام قهرماني ) است .

افراد خويشتندار ، اعتماد به نفس بالايي دارند . احساس خوبي نسبت به خود دارند .
از نظر اجتماعي با کفايت ، شايسته ، کارامد ، متکي به نفس و توانا هستند . با مشکلات زندگي دست و پنجه نرم کنند . آنها تحت فشارهاي روحي کمتر دچار دستپاچگي ، ترس و عقب نشيني مي شوند . ناملايمات را با آغوش باز به مبارزه مي خوانند و د ر هنگام بروز مشکلات هرگز تسليم آنها نمي شوند و به رويارويي با آنها مي پردازند و قادر هستند براي رسيدن به اهداف خود ، خشنودي و رضايت خاطر خود را به تعويق بيندازند و توانايي کمک به ديگران را در شرايط دشوار دارند .

اما افرادي که در مقابل اميال خود ، خويشتندار نيستند ، اغلب خود را افرادي بي ارزش و بي لياقت مي دانند و در هنگام مواجهه با فشارهاي روحي خود را مي بازند و عقب نشيني مي کنند ، از عدم کفايت و شايستگي خود ناراضي هستند .

خويشتنداري يک مهارت است و مي توان با استفاده از روش هاي مختلف آن را تقويت کرد :
• ايجاد تعهد در فرد يکي از روشهاي بسيار موثر براي تقويت خويشتنداري است. البته اين تعهد بايد متناسب با توانايي هاي فرد باشد .
• مسئوليت پذيري (من مسئول اعمالم هستم) در قبال رفتار ها
• به تعويق انداختن و ارضا نکردن سريع خواسته ها
• قرار نگرفتن در موقعيت و شرايطي که ممکن است منجر به ارضاء خواسته ها شود .
• پرت كردن حواس به سمت موضوع ديگر
• ترک کردن موقعيت
• ارضا خواسته را به عنوان پاداشي براي انجام فعاليت هاي مفيد ، نيايش، کمک به ديکران و... قرار دهيد (معمولا بعد از اين کارها احساس پشت خواسته از بين مي رود و لذا ديگر تمايلي براي انجام آن خواسته وجود ندارد)
• پاداش در نظر گرفتن براي خود در صورت به تاخير انداختن عادت و ارضاء نکردن اميال زودگذر
• مکث کردن و عاقبت انديشي
• انجام تکنيک هاي مختلف تخليه هيجانات منفي
• انجام تکنيکهاي کسب انرژي مثبت
• انجام كاري كه احساس خوبي به انسان مي دهد مثل پياده روي .
• ورزش کردن و دوش گرفتن
• صبر کردن
• نيايش و دعا
• درد دل کردن با يک فرد مناسب که شنونده خوبي است
• تلقين جملات مثبت
• مديريت ذهن
• دستيابي به ريشه اصلي ميل و خواسته ( هسته اصلي هر ميل و خواسته يک احساس و هيجان است که مي خواهد به رفتار تبديل شود ) و پاک کردن آن
• حقظ آگاهي در شرايطي که خاطرات گذشته براي فرد تداعي مي شود .
• هنگامي که فرد از نظر هيجاني نا متعادل است ، از قرار گرفتن در موقعيت ها و روبرو شدن با افرادي که باعث تشديد شدن تحريک هيجاني مي شود خودداري نمايد .
• در صورت بروز افکار و خاطرات گذشته به آنها دامن نزنيد و از خيالبافي بپرهيزيد .